قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4369

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء احدى عشر و سبعمائه از هجرت [ موافق سال هفتصد و يكم از رحلت خير البشر ] اولجايتو سلطان در اين سال ييلاق در سلطانيه و قشلاق در بغداد كرد . ميان وزراى سلطان ، خواجه رشيد الدين و خواجه سعد الدين [ محمد ساوجى صاحب ديوان ] منازعه شد . اكثر امرا جانب خواجه رشيد گرفته خاطر سلطان را از خواجه سعد الدين متغير كردند . و بزرگترين اسباب رنجش امرا و پادشاه از وزير آن بود كه روزى در حال مستى بر زبان وزير گذشت كه بنده خارج از مال معين پانصد تومان از توفير ممالك كه خواتين و امرا متصرف‌اند ، تحصيل مىكنم ، به شرط آنكه آن ولايت را به تصرف من گذارند . روز ديگر كه هشيار شد ، پشيمانى سودى نكرد . سلطان پانصد تومان را طلب مىكرد و خواتين و امرا آزرده‌خاطر شدند . در اين اثنا جمعى از عمال ديوان با يكديگر نزاع كرده اسناد تصرف مال ديوان به يكديگر كردند . خواجه سعد الدين به ايشان گفت كه « در چنين وقتى به چنين سخنان تكلم نمودن مقتضى عقل نيست . » و با سيد تاج الدين مىگفت كه « ايشان را به يكديگر صلح بده و سوگند ده كه من بعد به چنين سخنان مرتكب نشوند . » و سيد ايشان را و جمعى ديگر را به خانه برده صلح و سوگند داد . يكى از حضار مجلس ، خواجه رشيد الدين را از اين سوگند [ 402 الف ] خبر كرد . فى الحال به عرض رسانيد كه عمال بر نهان كردن مال پادشاه سوگند خوده‌اند . در بغداد سعد الدين را گرفتند و در يرغو كشيدند . گناهى بر وزير ثابت شد . اما چون جميع امرا متفق